Free Copy From This Blog -all Object-

کپی برداری از عکسها و مطلاب آزاد است
بر روی عکسها کلیک کنید تا در اندازه واقعی ببینید

Wednesday, April 23, 2008

اینجا، آنجا

اينجا شب است
آنجا روز
اينجا ستاره‌ها
در چند متري من مي‌لرزند
ميلي به گرفتنشان ندارم
آنجا دورند
دور، مثل فاصله‌ي پاي خسته‌ي من تا اتاقت.

روياهايم پرچم پاره‌اي است که زخم سينه‌ي سربازم را بسته‌ام
روياهاي تو
پيراهن تازه‌اي
که براي جشن پيروزي آويخته است.

اينجا شب است
شبي که درختان بيدارند
و پرندگان مي‌لرزند
آنجا روز است
روزي وسيع
که پرندگان و درختان
جاي يکديگر
سبز مي‌شوند، چهچهه مي‌زنند.

اينجا شب است
آنجا روز

به خيابان قدم مي‌گذاري
تکه‌اي از روز
کف پايت مي‌چسبد
و تا غروب
در قلبت موج مي‌زند
به دلم روشني مي‌بخشد.

شمس لنگرودي

0 Comment: